العلامة المجلسي

54

حدود و قصاص و ديات (فارسى)

و شيخ بهاء الدين « 1 » عليه الرحمة و الرضوان مىفرمايد : كه دعاء و قرآن كه براى مطلبى خوانند خوب است ندمند به دهان كه دغدغهء جادو در آن مىشود . و شيخ شهيد عليه الرحمه ، و ديگران از اقسام سحر شمرده‌اند ، گفتن و نوشتن ، و افسان كردن را ، و در آتش دخنه « 2 » كردن به عقاقيرى چند كه منسوب به كواكب مىدانند ، و گره زدن و دميدن در آنها را ، و استخدام ملائكه كردن ، و نيز نجات ساختن « 3 » و طلسمات « 4 » نوشتن ، و به آن ملحق گردانيده‌اند : « شعبذه » را كه امور غريبه ظاهر سازند از راه تردستى « 5 » ، چنان كه معركه‌گيران مىكنند و از جملهء سحر يا از قبيل آن است : « كهانت » يعنى خبر دادن از جن ، و گفته‌اند : از جملهء آن است : چلّه‌اى كه مىدارند ، و رياضت مىكشند براى ديدن جن ، و تسخير كردن ايشان ، و عزيمت خواندن و قسم دادن به لفظى چند كه معنى آنها مفهوم نمىشود ، و به اعتقاد خود تسخير ملائكه مىكنند ، كه خدمتها به ايشان بفرمايند ، و تسخير جن مىكنند براى نفع و ضرر به مردم ، يا جنيّان و شياطين را حاضر مىگردانند ، براى آن كه خبرها از ايشان بپرسند ، و نقل كنند ، يا به اعتقاد خود جن را داخل بدن زنى يا كودكى مىكنند كه بر زبان او سخن بگويد ، و خبرها بدهد . و بعضى اكثر اينها را داخل سحر گرفته‌اند ، و بعضى را اعتقاد آن است كه سحر حقيقتى ندارد ، و محض خيال است و اثرى بر آن مترتب نمىگردد ، و بعضى قايلند كه بر دو قسم است : بعضى محض تخيّل و تسويل است « 6 » مانند شعبذه « 7 » و بعضى اصل دارد ، و اثرها نسبت به جمعى بر آن مترتب مىشود از محبت و عداوت و عزّت و مذلّت و امثال اينها . و علامهء حلى ( رحمة اللَّه عليه ) « 8 » گفته است : كه گاه هست كه سحر باعث كشتن و بيمارى و جدائى ميان مرد و زن مىشود ، و سبب محبت و عداوت

--> ( 1 ) محمد بن عز الدين حسين العاملى معروف به شيخ بهائى ( 953 - 1031 ) . ( 2 ) بخور و دود دادن . ( 3 ) افسون و جادو . ( 4 ) نوشته‌اى شامل اشكال و ادعيه كه به توسط آن عملى خارق عادت انجام دهند . ( 5 ) حقه‌بازى و نيرنگ زدن . ( 6 ) آراستن چيزى براى فريب و گمراهى ديگران . ( 7 ) چشم‌بندى . ( 8 ) جمال الدين ابى منصور الحسن بن سديد الدين يوسف الحلى ( 648 - 726 ) .